|
بنام خدا
برای من باعث خوشحالی است که امشب در جمع دوستداران ادب . فرهنگ و تاریخ ایران هستم و تلاش فردی را ارج می نهیم که سالهای عمر خود را در شناخت ایران و ادبیات فارسی و بزرگان این حوزه سپری کرده است .
پیشینه مطالعات ایران شناسی احتمالا به درازای تاریخ تماس های ایرانیان و اروپاییان است . حضور بریتانیا در خاور نزدیک و شبه قاره هند و ایران بویژه طی قرون هفده تا نوزدهم میلادی به شکل گیری نوعی از مطالعات ایران شناسی و فهم تاثیر زبان فارسی و نسخ خطی در استمرار و انسجام تمدن ایرانی در قلمرو فرهنگ پارسی انجامید . با پیشرفت مطالعات ایران شناسی در اینجا و تنها در پایان قرن نوزدهم بود که کرسی جدید زبان فارسی در لندن دایر گردید و با همت ایران شناسانی چون ادوارد براون و رینولد نیکلسون این مسیر ادامه یافت .
در باره ایران . همچون هند و سرزمین های عربی و اسلام تاریخی نوشته شد که نام << تاریخ ایران کمبریج >> را به خود گرفت . این اثر در حال حاضر مورد استفاده بسیاری از اساتید و دانشجویان این حوزه است . گرچه تنها بخشی از هفت جلد آن در سال های اخیر به زبان فارسی ترجمه شده است . تاریخ ایران کمبریج به جنبه های مذهبی . فلسفی . اقتصادی . علمی و هنری تمدن ایرانی توجه کرده است . اما تاکید بیشتری بر جغرافیا و بوم شناسی ایران دارد .
تا پایان قرن بیستم حوزه مطالعات ایرانی به بسیاری از دانشگاه ها و مراکز علمی جهان گسترش یافت به نحوی که در حال حاضر بیش از 5000 ایران شناس و استاد زبان و ادبیات فارسی و نزدیک به 17000 دانشجوی غیر ایرانی در مراکز آموزشی جهان و ایران به کار تحقیق . شناخت و مطالعه این رشته مشغول می باشند .
در رابطه با سنت مطالعات ایران شناسی و ادبیات فارسی در غرب بطور عام و در انگلستان بطور خاص نکات در خور توجهی وجود دارد :
اول - این که سنت ایران شناسی و فارسی آموزی همچون سایر عرصه های شرق شناسی بر مبنای مطالعات مرکز و پیرامون استوار بوده و از سطح ارتباط یک سویه هنوز فراتر نرفته است .
دوم - مناسبات فیمابین دو کشور و فراز و نشیب های سیاسی بر رویکرد متوازن به مطالعات ایران شناسی و ادبیات فارسی تاثیر گذارده و باعث گردیده تا برخی ابعاد بیشتر مورد تاکید قرار گیرد و پاره ای ابعاد دیگر به حاشیه رانده شود و یا بعضا فراموش ماند .
سوم - مطالعات ایران شناسی و ادب فارسی همواره از آهنگ تحولات جامعه معاصر ایران بدور بوده و پژوهش و تحقیق در این حوزه در قرون و دهه های قبل در جازده است .
این رشته ابتدا به موضوعات محدودی توجه می نمود و سعی می کرد مثلا نسخه ای فارسی و یا یک کتاب تاریخی و ادبی را کشف و معرفی و یا تصحیح کند و یا شناختی از وجوه گوناگون حیات فرهنگی و اجتماعی و زیست بومی ایرانیان بدست آورد .هر چند دراین میان نقش و موقعیت زبان فارسی از اهمیت درخوری برخودار بود . در طول زمان . دامنه و زمینه های تحقیق رو به فزونی نهاد و عرفان . تاریخ . هنر . ادیان و مذاهب و تصحیح و ویرایش کتاب های بزرگان اندیشه وهنر . جغرافیا . طبقات اجتماعی و اقوام و زبان های ایرانی به این رشته مطالعاتی افزوده شدند که البته جایگاه و منزلت زبان فارسی همچنان در صدر باقی ماند .
از جنگ جهانی دوم به بعد . دایره مسائل و موضوعات ایرانشناسی به عرصه های دیگری همچون ارتباطات . فیلم . موسیقی . مطبوعات . جامعه مدنی . مردم شناسی و حنبش های اجتماعی و سیاسی ایران گسترش یافت . ولی ایران شناسی در مجموع در آستانه انقلاب اسلامی ایران (1979) متوقف و از تحولات اجتماعی و فرهنگی باز ماند .
با این حال . امروزه با همت و تلاش هزاران استاد و دانشجوی این حوزه بیش از صد ها کتاب و هزاران مقاله نگارش و منتشر می شود که در بین آنها آثار ماندگار و با ارزشی به چشم می خورند . با تلاش های مستقیم و غیر مستقیم همین گروه . رسانه های شنیداری و تصویری جهان و مطبوعات معتبر بین المللی . همپای بحث و گفتگو در باره اشعار دل انگیز حافظ . مولانا و دقائق ادب عرفانی ایران و نکات هوش ربا و حیرت افکن فلسفه اشراق بوعلی و حلاج و عطار نیشابور ی . تصویر دیگری را از ایران ترسیم می کنند که موضوعات آن را تحقیقات هسته ای . فن آوری های نوین . میزان کاربران اینترنت . جنبش زنان . مردم سالاری دینی . رشد جمعیت و تعاملات ایران و غرب تشکیل می دهند . تغییر و تحول در این عرصه عمومی و فراگیر گرچه از نشانه های دگرگونی در ساحت روابط انسانی و پیدائی جهانی دیگر خبر می دهند . در همان حال نمایانگر نیاز به انجام مطالعات ایران شناسی فراگیر و روش شناسی متناسب با ا ین سطح تحول است . ارائه ترجمه های ناقص از اندیشه مولانا جلال الدین مولوی بلخی در سالهای اخیر در آمریکای شمالی و اروپای غربی یکی از نشانه های این نیاز دو سویه است .
در جهان متحول کنونی ایران شناسی در کلیت آن نیازمند تحولی در رویکرد و در نگرش های سنتی خود بطور ضابطه مند است . شاید از ضروریات ایرانشناسی نوین توجه اولیه به روش شناسی مطالعات ایرانی باشد . در حال حاضر تحول موضوعی و چرخش نگاه از مخاطبان ویژه به مخاطبان عام الزاما به گسترش دامنه و حوزه موضوعات و مفاهیم مربوط به مطالعات ایرانی کمک کرده است .
اگر ایران شناس دیروز فقط به مولانا می اندیشید . امروز بی آن که خود بخواهد . همه روزه هزاران خبر و مطالب متنوع در باره ایران و حوزه فرهنگ و ادب ایرانی از طریق رسانه های گروهی دریافت می کند . بر همه ماست که زحمات و دستاورد های برجستگان این حوزه را پاس بداریم و در توسعه عالمانه و بی طرفانه آن بکوشیم .
امشب ما در این محفل فرهیخته و صمیمی جمع شده ایم تا مقام علمی پروفسور پیتر اوری یکی از ایران شناسان نامی و مترجم و مفسر ادبیات قدیم و جدید فارسی را گرامی بداریم . استاد و محققی که نه تنها در میان نسل های پژوهشگران و دانشجویان این حوزه در انگلستان .بلکه در عرصه ادب و فرهنگ در جهان شهرت دارد . تلاش ها و زحمات علمی پروفسور اوری را ارج می نهیم و برای ایشان آرزوی توفیق و تندرستی می کنیم .
مایلم در پایان از زبان حافظ . شاعر و عارف تراز اول ایران که آقای پروفسور ایوری عمری را بر سر درک و بیان شیرین اشعار و مفاهیم او نهاده اند به ایشان بگویم :
چون گل از نکهت او , جامعه قبا کن حافظ
وان قبا , در ره آن قامت چالاک انداز
پایان.
Last Updated: 31 May 2007
|