|
|||
|
|||
|
10 October 2006 عوامل علاقهمندي آمريكا به مشاركت طالبان در عرصه سياسي افغانستان ((۱خارجي. افغانستان. سياسي. آمريكا. طالبان. حكومت طالبان با حمله نيروهاي غربي به رهبري آمريكا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ميلادي پس از پنج سال در كابل سقوط كرد و از آن زمان تاكنون نيروهاي غربي با هدف تامين امنيت در اين كشور حضور دارند اما با ناكامي روبه رو شدند. شمار نيروهاي غربي در افغانستان هم اينك به ۴۲هزار نفر رسيده است كه از اين تعداد ۲۲هزار سرباز آمريكايي هستند. قرار است با گسترش نفوذ نيروهاي ناتو در افغانستان مجموع نيروهاي غربي در اين كشور به ۴۸هزار نفر افزايش يابد. با گسترش ناامنيها ، عدم توانايي غربيها به رهبري آمريكا در كنترل اوضاع، در پيش بودن انتخابات آمريكا ، افزايش نارضايتي مردم از عملكرد نيروهاي خارجي و سرسختي طالبان در ادامه نبردها باعث شد تا غرب به ويژه آمريكا درصدد تغيير تدريجي شيوه عملكرد خود در افغانستان برآيند. اين تغيير شيوه به سمت طرح مشاركت سياسي گروه طالبان در اداره امور افغانستان از سوي كارشناسان سياسي غربي با هدايت آمريكا درحال شكلگيري است. مشخص نيست اين طرح با توجه به پيچيدگي شرايط اجتماعي افغانستان تا چه انداز موفق شود، درهر حال تاريخ در مورد آينده اين كشور قضاوت خواهد كرد. همانطور كه ميدانيم گروه طالبان در جامعه اسلامي افغانستان خيلي سريع با شعارهاي مردمپسند در عرصه سياسي اين كشور به قدرت رسيد. طي ۲۳سال جنگ داخلي نزديك به شش ميليون افغان از قشرهاي مختلف زندگي را در ديار غربت كه با رنجهايي همراه است در پيش گرفتند. مردم اين سرزمين كه از ادامه نبردهاي داخلي خسته و ناتوان شده بودند، در پي منجي برآمدند تا آنها را از اين وضعيت نجات دهد. در چنين شرايطي، بستر اجتماعي براي به قدرت رسيدن گروه طالبان كه مورد حمايت پاكستان بود، فراهم شد. به گفته كارشناسان امور سياسي اين گروه خيلي سريع در افغانستان رشد كرد و مورد استقبال عموم قرار گرفت، اما مجامع جهاني چندان به آنها روي خوش نشان ندادند. طالبان حكومت را در افغانستان به دست گرفت و طي مدتي كوتاه ۹۵درصد از ۶۴۹هزار كيلومتر مربع خاك اين كشور را تحت كنترل خود درآورد. اين گروه خيلي سريع درعرصه سياسي افغانستان رشد كرد و به همان ترتيب پايان "قدرت طلايي" آنها نيز در اين كشور فرارسيد. قرائت اين گروه از اسلام كه حكومت خود را بر پايه شعارهاي اسلامي و مذهبي بنا نهاده بود، با قرائت مسلمانان از اسلام ناب محمدي متفاوت بود و مشكلات آشكار و سختگيري هاي طالبان شروع شد. پس از آنكه طالبان در كابل به قدرت رسيد، با اعمال مقررات سخت اجتماعي، تكيه بيش از حد به قوميت ، عدم توجه به مطالبات مردمي و اتكاي بيش از حد به نيروي خارجي باعث شد كه دوران حاكميت شان در افغانستان همانند به قدرت رسيدن آنها كوتاه باشد. سران حكومت طالبان كه عمدتا از قوم "پشتون" بودند بعد از سقوط در افغانستان، فرار كردند و در مناطق قبايلي پاكستان ميان همنژادان خود پناه گرفتند. بهرغم گسترش حوزه نفوذ نيروهاي خارجي به رهبري آمريكا در افغانستان در سال ۲۰۰۱ميلادي از شمال، غرب، جنوب و شرق طي پنج سال گذشته، افراد گروه طالبان نيز زمينه جذب ، سازماندهي ، آموزش و اعزام نيروهاي خود را به افغانستان فراهم كردند. گروه طالبان براي جلب حمايت مردم در مناطق جنوبي كه از پايگاه اجتماعي و نفوذ معنوي بيشتري برخوردار بودند مانند ولايات " قندهار"، "ارزگان "، "هلمند" و" زابل" دست به تحرك نظامي جديدي زدند. رهبران اين گروه براي جلب حمايت مردمي در افغانستان با توجه به روحيه بيگانه ستيزي افغانها اعلام كردند، تا پايان خروج آخرين سرباز غربي به مبارزه عليه دولت افغانستان ادامه خواهند داد. در چنين شرايطي اغلب افغانها به نيروهاي خارجي مستقر در كشورشان به چشم "كفار" نگاه ميكنند و نبرد طالبان با سربازان غربي را "جهاد مقدس" مينامند. شماري هم از طالبان به عنوان مجاهدان در راه خدا ياد ميكنند. به اين ترتيب و در شرايط فعلي شبهنظاميان طالب در جنگ با سربازان خارجي، در قالب گروههاي كوچك به جنگهاي نامنظم (چريكي) روي آوردهاند. نيروهاي غربي ناآشنا به اقليم افغانستان با استفاده از سلاحهاي مدرن، نقشههاي جنگي نوين، هواپيماهاي بدون سرنشين و استفاده از ابزار اطلاعاتي با كمك افراد ارتش ملي و پليس ملي افغانستان به نبرد با افراد طالبان پرداختند. يك فروند از اين هواپيماها پيشتر در شرق افغانستان سقوط كرده بود. دامنه نبردها در سال به مناطق مختلف علاوه بر جنوب و شرق، در جنوب غربي و حتي مركز افغانستان گسترش يافت كه با توجه به آشنايي طالبان به منطقه و آشنا نبودن نيروهاي خارجي ، اين نيروها تلفات زيادي را متحمل شدند. افراد طالبان در نبرد با نيروهاي خارجي از انگيزه بالايي برخوردارند در حاليكه فرماندهان و سربازان خارجي فاقد چنين انگيزهيي هستند. نيروهاي غربي با زبان مردم منطقه آشنايي ندارند، قادر نيستند با آنها ارتباط برقرار كنند، لذا ارتباط آنها با مردم تنها با كمك مترجمين محلي صورت ميگيرد. طالبان جنگ خود را نبرد با كفار ، جنگ با دشمنان اسلام و برخيها نيز جنگ ميهني تلقي ميكنند. در سالجاري با گسترش دامنه جنگ در مناطق جنوبي افغانستان، كارشناسان نظامي نسبت به جنگ" فرسايشي" در اين كشور هشدار دادند. در پي اين هشدارها، افزايش تلفات نيروهاي خارجي ، سرسختي طالبان در ادامه جنگ ، تصرف شهرستانهاي گلستان، ژيري، پنجوايي، گرمسير و غيره سبب افزايش سفر مقامات آمريكايي، انگليسي، فرانسوي، كانادايي و غيره به كابل شد. فرستادگان سياسي و نظامي اين كشورها با سربازان خود در افغانستان ملاقات كردند و از نزديك با مشكلات آنها آشنا شدند. در ميان افراد اعزامي به تازگي سناتور جمهوريخواه به نام "بل فرست" روزهاي دهم و يازدهم مهر وارد افغانستان شد و با "حامد كرزي" رييس جمهوري اين كشور ديدار و گفت وگو كرد. اين سناتور آمريكايي از جنوب افغانستان هم ديدار كرد و در ولايت زابل انديشه حضور طالبان در صحنه سياسي افغانستان را عنوان كرد. اين مقام آمريكايي اعلام كرد: مشكل اين كشور با جنگ حل نميشود ، بايد از طريق مصالحه، افراد گروه طالبان در قدرت سهيم شوند. به گفته وي جنگ در افغانستان برنده نخواهد داشت و بايد جنگجويان طالبان وارد قدرت شوند، تعداد جنگجويان خيلي زياد است و از حمايت مردم محلي در جنوب كشور نيز برخوردار هستند. فرست تاكيد كرد: ميتوان اين نيروها را به صورت شفاف وارد دولت كرد تا مشكل نيروهاي شورشي در كشور حل شود. ادامه دارد... پایان. |
|
|||||||